بازخوانی دردی کهنه در میان درمان های بلااستفاده
دهدشت نیوز
سیدعلی عباس محدث
جناب دکتر اوحدی
آزاده، جانباز، ایثارگر و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران کشور
از سرزمین قهرمانان بزرگ وطن و مهدِ فریادهای بی فایده، کهگیلویه و بویراحمد، استانِ سرشار از منابع ارزشمند و کم نظیرِ برای توسعه و سرمایه گذاری، ولی برهوتی از منفعت برای مردم، ابتدا تذکر می دهم و سپس ………
شما می دانید که بخش مهم توسعه، بهره مندی از عقل پویا و دانش کافی برای مدیران استراتژیک است. جایی که در این استان به تبع کشورمان، عدم حضور مدیران عقلگرا و علم محور را به شدت احساس می کنیم. چالش های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و البته سیاسی که فعلاً ملت ما با آن گرفتار است، حکایت از بحران مدیریت استراتژیک دارد. متأسفانه سیاستمدارانِ ویکی پدیایی و آویزان به گروه ها و افراد خاص، مانع صلاحیت نگری و شایسته سالاری در نظام مدیریت کشورمان شده اند. این مانع بزرگ توسعه یافتگی را در ادوار مختلف و در دولت هایِ با نگرش هایِ سیاسی متفاوت شاهد بودیم و همچنان نیز درب بر همان پاشنه می چرخد. اگر به تکامل تاریخی توسعه در کشورهایی که موفقیت هایی داشتند و یا وضعیتی قابل قبول را در حوزه های اقتصادی دارند، توجه کنیم، می بینیم که اصلاح و بهبود مدیریت، مبنای حرکت تدریجی به سمت پیشرفت و توسعه بوده است. به طوری که آلوین گلدمن معتقد است که تفکر استراتژیک مدیران، یکی از قابلیت های مهم توسعه است. بنابراین پارادایم توسعه با دو رویکرد«بازشناسی و بهره گیری از مداخلات داخلی توسعه» و یا «بهره مندی از ایده ها و نگرش های توسعه یافتگان» از اواخر دهه ۱۹۷۰ در تمام دنیا محور توسعه طلبی قرار گرفته است.
این مقدمه برای منِ شهروند و شمای مسئول، «آسمان ریسمان بافتن» نیست. بازخوانی دردی کهنه در میان درمان های بلااستفاده است. اینکه زخم و درد و درمان شناس را داریم ولی هیچ یک از ماها، هیچ انگیزه ای برای درمان نشان نمی دهیم، اینگونه به ذهنمان متبادر می شود که شوربختانه می رویم تا عبرت دیگران بشویم. وقتی می بینم که از فسادهای دربارِ شاهانِ گذشتۀ حاکم بر کشورمان درس نگرفتیم و اکنون از ایدئولوژی دفاع مقدس مثل آب خوردن عبور می کنیم و هر روز ارزش های اجتماعی و فرهنگی را به مدد مدیران بی کفایت و سیاست زده، کم رنگ می بینیم، ناخوادگاه ذهنم درگیری چرایی این همه غفلت شد. در حالیکه از خودم انتظار داشتم، مطالبۀ سطح بالاتری از تغییر به سمتِ توسعه، مخصوصاً در حوزۀ ایثارگران را برای استانم داشته باشم، متأسفانه می خواهم به ضعف های مدیریت قبل از دوران پارینه سنگیِ بنیاد شهید و امور ایثارگران استانم بنالم.
در حالیکه به فرموده حضرت امام(ره)«شهادت یک هدیه ای است از جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیم ها قویتر بشود…» و یا می فرماید که«همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.»، و یا مقام معظم رهبری می فرماید«امیـدوارم کـه ارواح مطهـره ی شـهیدان عزیـز مـا، هـم در دنیـا بـرای مـا راهنمـا و راهبـر و تصحیـح کننـده ی خطاهـا باشـند، و هـم در پیشـگاه پـروردگار عالم در قیامت، شـفیع و واسـطه ی عفـو و مغفرت بـرای مـا باشـند…»، یعنی شهدایی که ما به آنها متوسل می شویم تا از خطا دور بمانیم و راهبرمان به سوی خیر و عاقبت نیک باشند، قطعاً ارزش این را دارند که خادم الشهدا، عموماً ثابت الاراده و قاطع النظر باشد.
من با علم به مدیریت درماندۀ استانم در سالهای گذشته، حقیقت تلخی را مشاهده کرده ام که دوست ندارم، مجدداً تکرار بشود. چنانچه بخواهم مثالی بیاورم باید عرض کنم که وضعیت مان به گونه ای بود که اگر مثلاً در دولت شهید رئیسی، برای استان ما، استانداری انتخاب نمی شد، نمی دانم که کدام کارمان بر زمین می ماند؟ یا اگر درب نهادهایی مثل بهزیستی استان، دانشگاه علوم پزشکی، حوزۀ اجتماعی استانداری و دیگر متولیان آسیب های اجتماعی و فرهنگی را در ۱۰ ساله گذشته گِل می گرفتند، آیا حضورمان در قعر جدول رده بندی آسیبهای اجتماعی کشور، پایین تر می رفت؟ آیا اگر قرار باشد مسئولان کلان کشور، به آمارگرایی و ارسال اطلاعات غیر واقعی بسنده کنند، تفاوتی در نگاه مدیریتی اصلاح طلبان و اصولگرایان برای استان و مردم ما وجود دارد؟ و همچنین اگر قرار باشد که جوانان تحصیلکردۀ شاغل در بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ما مثل گذشته در لیست سیاهِ معامله گران سیاسی و تعاملات فی مابین منفعت طلبان باشند، آیا باید به مدیریت جنابعالی امیدوار باشیم یا نه؟
من از جنابعالی انتظار اینکه به رشادت و تأثیر غیر قابل انکار سرداران و جوانان این استان در جنگ هشت ساله، عنایت داشته باشید و سرگذشت اکنون شان را جویا بشوید، ندارم.
من از جنابعالی انتظار اینکه متوجه باشید در این استان، بسیجیانی که بدون ثبت نام و یا با فرار از خانه و مدرسه در حالیکه شهرهای بزرگ استان را هم نرفته بودند، اما به واسطۀ ژنِ شجاعت طلبی و غیرت دینی که میراث بزرگ فرزندان علوی است، حماسه های ماندگاری را برای تاریخ این ممکلت ثبت کردند، مجروح می شدند و بستری نمی شدند، مجروح می شدند و مستندی نگه نمی داشتند، مجروح می شدند و پنهان می کردند، مجروح می شدند و عملیات ها را از دست نمی دادند، مجروح می شدند و الان به روی خود نمی آورند که جانباز هستند، حرفی با شما ندارم.
من از جنابعالی انتظار اینکه بدانید یا به فکر جانبازان شیمیایی و اعصاب و روان استانم باشید و نیازمندیهای این عزیزان و مشقاتی که خانواده بویژه همسرانشان متحمل هستند را درک کنید و چاره اندیشی نمایید، ندارم.
من از شما نمی خواهم که بدانید، سردارانی چون شهیدان مجید کریمی، یزدان پناه، نجفی، هرمزپور، ولی پور، شیرودی زاده، نیک محمدی، پناهی، غیب پرور، اورنگ و … چه رشادت هایی آفریدند و یا سردارانی چون، شهابی فر، نیک اختر، یزدان بخش، حبیبی، واهبی زاده، عظیمی فر، روستا، الوندنسب و ده ها پرچم دار بزرگ ولایت و علمداران خمینی کبیر، چه فلسفه هایی از قیام عاشورا را در متن تاریخ این ملت ثبت کردند، ندارم.
من از حضرتعالی انتظار ندارم که سهم خانواده های شهدا و ایثارگران و جانبازان استانم را نسبت به حمایت هایی که در استان های دیگر صورت می گیرد، بدانید و پیگیر شوید.
از حضرتعالی انتظار ندارم که خدمات تحصیلی، ورزشی، فرهنگی، ازدواج، مسکن و معیشت فرزندان شهدا، جانبازان و ایثارگران را در این استان پیگیر شوید، افزایش دهید و یا ادا کنید.
من با شرم و سرافکندگی، از بی دردی مدیریت بنیاد شهید و امور ایثارگران استانم نسبت به هتک حرمت به تمثال مبارک شهدا و سپس محاکمه فرزند شهید در دفتر یکی از مدیرانش گله مندم. من از اینکه فرزند شهیدی به لحاظ محرومیت از شغل و تحصیل و …، خودسوزی می کند و غالباً گرفتار تألمات روحی هستند و مدیر متولی اش، بی تفاوت می نشیند، گله مندم. من از اینکه مدیریت بنیاد شهید و امور ایثارگران استانم به امید مرحمتی که دولت وفاق در ماندگاریش داشته باشد، بی تفاوت از پیگیرها شده است، نگرانم. از روزی می ترسم که سرمایه های گرانقدر شهدا و ایثارگران«فرزندان آنها و ارزش های ماندگارشان در جانثاری برای ملت، دین و ممکلت»، در ازای معامله برای حفظ مسند و قدرت، به تمسخر گرفته شوند و یا سرخوردۀ مکافاتِ نااهلان بشوند.
جناب آقای دکتر اوحدی؛
همانگونه که از صدر اسلام تاکنون، دین و مکتب ما از دو واژۀ «مصلحت» و «تعامل» ضربات جبران ناپذیری را تحمل کردند، می ترسم که این «وفاق ملی» هم به آنها اضافه شود. آنگونه که همیشه مصلحت برای حفظ قدرت هزینه شد و تعامل برای سهم خواهی در قدرت، بیم آن دارم که این بار وفاق هم معامله ای بنام همگرایی بین مصلحت عده ای خاص و صیانت از قدرت طلبی گروهی دیگر بشود.
البته اینکه مدیری نه تنها نخواهد به خواست جامعه هدفش عمل کند بلکه جسارت محاکمه و بازخواست از مردم در دفتر کارش را داشته باشد، قابل تحسین است. چون حکایت از فهم بالای این مدیر در بی ثباتی و بی تفاوتی مدیران ارشد و نهادهای پیگیری کننده دارد. این خوب است که اگر مدیری سواد و صلاحیت لازم برای مدیریت را نداشته باشد، ولی شجاعت و شهامت فراتر از قانون را عملاً نشان بدهد، پس قابل تحسین است. حال که اغلب مدیران، به جای پاسخگویی و حل مشکلات، از سر استیصال و ناکارآمدی، منتقدین و رسانه ها را یا تهدید می کنند و یا در دفترشان محاکمه و گاهی هم به اتهام نشر اکاذیب به دادسراها می کشانند، انتظار جامعه ایثارگی استان از حضرتعالی که هنوز آثار جراحات جنگ و شلاق های بی رحمانۀ زندانبانان عراقی را بر تن دارید، خاص و عن قریب است. پس اگر گذرتان به میز مدیریتی تان افتاد، حتماً قلم بردارید و بر کاغذی از جنس ابر و باد، نام یکی از کارشناسان خبره و تحصیلکردۀ بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مان را بنویسید، ماباقی متن را خودمان از حفظیم.
یا علی
برچسب ها :بازخوانی دردی کهنه ، دهدشت نیوز ، محدث ، میان درمان های بلااستفاده
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰