کد خبر : 71813
تاریخ انتشار : شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۱
آخرین خبر « اجتماعی « استانی « برگزیده « بین المللی « پربازدیدترین اخبار « پوششی « تازه ترین خبر « تیتر دوم « تیتر یک « خبر مهم « دریافتی « دهدشت نیوز « سیاسی « فرهنگی
رسیدن بخیر جناب دکتر پزشکیان

رسیدن بخیر جناب دکتر پزشکیان
سلام
رسیدن بخیر جناب دکتر پزشکیان
از اینکه محبت فرمودی پس از کسب رأی قومیتی و سفرهای متعدد به آذربایجان های قهرمان و دوست داشتنی، این استان را شایسته قدوم مبارکتان دانستید، سپاسگزاریم. ای کاش ذهن ملت ایران و مخصوصاً مدرک دارانی که هیچ صلاحیتی بیش از همان برگ کاغذی که به حق« ارزش قانونی دیگری جز پایان تحصیلات ندارد»، از تاریخ سیاه حکومت های سلطنتی و ارباب و رعیتی، پاک می شد و به خودباوری می رسیدند. ملتی که دلخوش به همین شعارهای بیهوده و ژست های روشنفکرمآبانۀ برخی از هوادارنتان شده و آیندۀ فرزندان شان را تباه، و عزت و ملیت و جامعیت دینی خود را از کف داده اند، به تمام هشت سال هایی که برای این تفکر هزینه شده، می اندیشیدند. در آن صورت، شایستگانی که چون شهدای عزیزمان، جان و فکر و همت و حمیت شان را برای این ملت و مملکت و انقلاب، فدای هیچ مقام و مرادی نکرده و آزاده و آزادیخواه، باور به مسئولیت پذیری دارند، اجازه ورود می داشتند تا امثال شما را کیلومترها نزدیک کرسی ارزشمند ریاست جمهوری راه نمی دادند.
اما چه میشه کرد! چه میشه کرد وقتی تفکری که بیش از دو سوم عمر انقلاب اسلامی را به نام جعلی «اصلاح طلب»، به غیر از فرصت سوزی و نهادینه کردن فساد در مدیریتِ نهادهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی، کارکردی نداشته و با رفتار و عملکردشان، دین و ساختار اجتماعی ملت را از اصالت تهی کرده است، در زمان انتخابات، مورد تحلیل مردم قرار نمی گیرد! چه میشه کرد وقتی منفعت طلبانِ به اصطلاح اصلاحات، با سیاه نمایی فسادهای گسترده و دلقک بازیهای امثال ظریف و نعمت زاده و آخوندی و …، جریانی که بیش از ۳۴ سال از عمر این نظام سیاسی را هزینۀ گفتگوهای سیاسی ذلت بار و شرم آوری با امثال ژاک شیراک، جان بولتون و جان کری و….. کرده است و نتیجه ای به غیر از تحریم، اختلاس، تورم و دروغ نداشته اند را مجداً اعتماد می کنند! چه میشه کرد وقتی ملت ایران می دانند که تفکر دوستان شما در تمام این سالها، با نگرش «آزادی بیان» و «گفتگوی تمدن ها» و «تدبیر و امید» و الان هم «وفاق ملی» در سایۀ ایران آریایی و ارتباط با جهان، بیت المال را غارت، دین مردم را مسخره، عزت شان را ذلیل و به هیچ کس هم پاسخگو نیستند، اما دوباره زمام امورشان را به شما می دهند! چه میشه کرد وقتی جریانِ تجزیه شدۀ اصلاح طلب، هرگاه بر مجلس و دولت حاکمیت داشتند، با هویت زدایی از دین و ایمان مردم، مملکت را به شعر و شعار و هجو آلوده می کنند و بدون از اینکه یک نفرشان تحریم شوند و مانعی از غرب داشته باشند، با سرمایۀ مردم، قدرت می گیرند و با ثروت ملی، مِکنت می اندوزند، ولی انگار ملت نمی بینند! و چه میشه کرد که همچنان خود را محق مال و جان و ناموس مردم می دانید و باز هم فریب می دهید و غریو می شوید و بهانه ای برای فرار از عهد با مردم و انجام وظیفۀ قانونی تان دارید و باز نجات بخش تصور می شوید!
دلم برای مردمی می سوزد که «نمی توانم تان را در کنترل تورم، نمی دانم تان را در افزایش قیمت ها، نداریم تان را در انتخاب مدیران پاک دست، بلد نیستم تان را در ادارۀ کشور، امید نداشتم تان را در قدرت رویارویی با مردم و …» و حتی الان هم که اقرار به ناتوانی تان در اصلاح ساختار مدیریت مملکت می بینند، ولی بازهم تو را گره گشا و چاره اندیش می دانند. متأسفم که مردم ساده دل و خوش باور استانم متظر رئیس جمهوری بودند که می خواستند با او از دنا و ستمی که بر او رفته، از طبیعت زاگرس و کج اندیشی که بر او می شود و از منابع بیکرانی که بی دلیل به یغما می رود و خود بیگانه اش هستند، سخن بگویند، ولی دیر فهمیدند که این قبایی که بر تن دارید، با احترام، حداقل سایز ۱۰ نفر چون شما است. زجر آور است تصور اینکه ملت ایران شنیدند در مناظرات انتخاباتی گفتین«فکر نمی کردی با این استقبال روبرو بشی»، ولی باز صدای احساسات شان بر دوراندیشی شان فراتر رفت و رؤیای دوران کودکی تان را حقیقت بخشیدند. و این ذات جاعل است که مغالطه می کند و زشت ترین تفکر را لعاب مقدس می دهد تا اعتماد بستاند و خلق را فریب دهد.
اگر مردم استانم این همه پاک سرشت و خوش باور نبودند، سرمایه های بی نظیر اقتصادی شان را به رایگان نمی بردند. در دام آسیب های اجتماعی بویژه فقر و نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی رهایشان نمی کردید. آدم های فاسد و ناکارآمد و بی تعهد را بر آنها حاکم نمی کردید. انگ محرومیت و در حال توسعه بودن را به بهانۀ عدم سرمایه گذاری در استان، بر فرهنگ و نظام اجتماعی و اقتصادی شان نمی زدید.
چنانچه مردم استانم، گرفتار هجوگویی های جریان جعلی اصلاح طلب قرار نمی گرفتند، با تجربۀ ۸ ساله دولت خاتمی بدون از اجرای یک طرح اقتصادی و دولت روحانی بدون از یک اقدام کوچک معیشتی، دوباره فرصت فسون گویی و بازی با کلمات را به تو نمی دادند. شاید این تحقیر لازم بود. شاید قرار بود که ظرف تحقیر پذیریشان تکمیل می شد و سبک فکری جریان مطبوع تان را می دیدند تا شاید در آینده به خود آیند و انگشت مطهر و معطرشان را برای هرکسی رنگین نکنند.
و شما مردم شریف استان
دلم سوخت وقتی دانشجویان یعنی قشر تحصیلکرده و صاحبان بالقوۀ آیندۀ استان، التماس می کنند که «آقای رئیس جمهور، لطفاً با مردم استان دیدار داشته باشید…» و بها نمی دهد. اما فرض کنید این هم دیدار…! چه بگوید؟
از رشد اقتصادی استان؟ از کاهش نرخ تورم؟ از کاهش نرخ آسیب ها و معلولیتها و تصادفات؟ از کاهش فقر و نابرابری؟ از توسعه کشاورزی و پیشرفت در تکمیل کارخانه های……؟ از رشد فکری تحصیلکرده ها و یا جسارت اساتید دانشگاه در تشکیل جنبش مطالبه گری حقوق مردم استان؟ از حمایت های قانونی مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، درمانی، مدیریتی، حقوقی، ورزشی زنان؟ از چه بگوید؟ این تریبون یک روزه را باید دست متملقان کهنسالی چون رئیس جبهه اصطلاحات باشد که یک اورژانس را باید در کنارشان آماده داشته باشیم تا نفسی برای بیان «قربانت سرم گردم»داشته باشد. تنها دستاورد این سفر، اگر همین یک جمله باشد، برای این جریان کافی است.
ای کاش سفر چند سال پیش حسن روحانی را مرور می کردید و این ننگ حضور رئیس جمهور را با این دستاورد ذلت بارشان نمی پذیرفتید. معلوم نیست که دامنۀ این همه فراموشی تاریخی مان تا کجا ادامه داشته باشد اما یقین بدانید که از «ماست که بر ماست». یا به قول لری خودمان«تیزی تیشه وَ سِسی بییه(بید)».
وقتی به جای قشرهای فعال و مطالبه گر علمی و سیاسی، دنبال آدمک های سودجو راه می افتیم و از مسئولانی که صلاحیت شان در تأمین عسل و گردو و سکه و کارت هدیه به تهران است، تمکین می کنیم، این رفتار تحقیرآمیز را باید بپذیریم. باید بپذیریم که منزلت اجتماعی و فایدۀ اصلاح طلبی را ابتدا در ذهن خودمان کوچک و حقیر می کنند سپس موقعیت اجتماعی و شأن انسانی مان را چنین به سخره می گیرند.
با این رفتار دولت، در سالهای باقیمانده عمرشان، منتظر پاسخگویی و اصلاح مدیریت استان نباشید. به قول جامعه شناسان، هر انسانی همانقدر که دیگران برایش احترام قائل هستند، ارزش دارد. پس بدانید که مثل ۴۸ سال گذشته، همین مقدار ارزش داشتیم و نه بیشتر. تمام سرمایه های اجتماعی و ملی مان را همین تفکر به یغما برد و در دولت های منتسب به تفکر اصلاح طلبی نیز بیش از این شایستۀ توجه نبودیم.
امیدوارم از فردا، روزهای دیگر را تجربه کنیم. روزهایی که یاد بگیریم افسار شترمان را به هر چیزی گره نزنیم.
برچسب ها :جناب دکتر پزشکیان ، دهدشت نیوزر ، رسیدن ، محدث
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰