هیرمند یک رودخانه بینالمللی است
هیرمند یک رودخانه بینالمللی است
سلیمان کریمی (دکترای جغرافیای سیاسی)
سخنان اخیر اشرف غنی؛ رئیس جمهور افغانستان در هنگام افتتاح سد کمالخان درباره حقآبه ایران یک بار دیگر موضوع مهم آب را در فضای سیاسی و رسانهای مطرح کرد.بسیار شنیدهایم که جنگ نیمه دوم قرن بیست ویکم نه بر سر نفت بلکه بر سر آب خواهد بود. واقعیت این است که منابع آب در سراسر جهان محدود است و در صورت ادامه مصرف نامناسب و مدیریت غلط این منابع مبارزه بر سر تصاحب این منابع بیش از پیش شدت خواهد گرفتاهمیت روزافزون آب در مسایل ژئوپولیتیک، باعث افزایش کشمکشهای بالقوه بین کشورها بر سر منابع آبی مشترک شده است. کمبود رو به افزایش آب و منافع مشترک کشورها بر سر آبهای فراملی مانند رودخانهها سبب شده است که آب به عنوان عاملی تعیین کننده در سیاستهای بینالمللی و روابط کشورها با یکدیگر به ایفای نقش بپردازد، به گونهای که آب به صورت یک ماده رقابتی و مطلوب وارد عرصه مناسبات و مناقشات کشورها شده است. دسترسی به آب آشامیدن در جهان بهازای هر نفر ناکافی است و هنوز هم مقدار آن در حال کاهش است، این مسئله به دلایل فراوان و متفاوتی اتفاق افتاده است. امروز کشورهایی که منابع آب غنیتری در اختیار داشته باشند، در مناسبات هیدروپولیتیک و ژئوپولیتیک منطقهای از توان اثرگذاری عمیقتری بهرهمند خواهند شد، از سوی دیگر میتوان کمبود منابع آبی را فرصتی جهت اتخاذ سیاستهای همکاری و همگرایی بین کشورها قلمداد کرد، کشورهایی که در قسمت پاییندست جریان رودهای فراملی واقع شدهاند بیشترین آسیبپذیری را از نظر تأمین آب دارند.
وضعیت کشور ما در این میان از حساسیت ویژهای برخوردار است، زیرا تنها ۳/% منابع آبی جهان را در اختیار داریم و سالهاست که با بحران آب روبهرو هستیم، این امر از یک سو توجه به هیدروپولیتیک در تقابل با دیگر کشورها و از سوی دیگر توجه به مدیریت آب در داخل کشور را دو چندان میکند. شرق ایران که در قلمرو آبگیر قرهقوم و هامون قرار دارد؛ در مقیاس با دیگر نواحی کشور از میزان بارش کمتری برخوردار است. دو رودخانه مهم این دو حوضه آبریز (هریررود و هیرمند) از کوههای مرکزی افغانستان سرچشمه میگیرند، دریاچه هامون در شمال استان سیستان و بلوچستان و شهرستان زابل ماهیتاً وابسته به این رود است. مناسبات هیدروپولیتیک افغانستان با ایران در این ناحیه در طی صد سال گذشته توأم با تنش بوده است. در هر دوره سهم حقآبه ایران کاهش یافته و بارها نیز به دلایل مختلف قطع شده است که نتیجه آن نابودی زیستبوم دریاچه هامون، ویرانی کشاورزی و بنیادهای معیشتی، سکونتگاههای شهری و روستایی، مهاجرت و ناامنی، بزهکاری اجتماعی نمود یافته است. رود هیرمند بزرگترین رود فلات ایران و کشور افغانستان است. گسترش حوضه رودخانه هیرمند در فضای سرزمینی دو کشور ایران و افغانستان و قرارگرفتن بخشی از مسیر آن به عنوان مرز مشترک باعث شده تا هیرمند به عنوان رودخانه بینالمللی محسوب شود. رود بینالمللی یا مرزی به رودی اطلاق میشود که سه ویژگی زیر را دارا باشد:۱) از خاک دو یا چند کشور عبور کند.۲) دو یا چند کشور را از یکدیگر جدا سازد.۳) اهمیت اقتصادی داشته باشد.
به دلایل فرهنگی، نژادی، زبانی، تاریخی و مذهبی ایران دارای بیشترین و بهترین زمینههای روابط و همکاری با افغانستان بوده است. با این حال روابط دو کشور از گستردگی کافی برخوردار نبوده است.
مهمترین دلایل عدم گسترش روابط دو کشور را میتوان در رقابتهای شرق و غرب در گذشته برای محدود کردن نقش ایران در امور منطقهای و افغانستان به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی و همگونی اقتصاد ایران و افغانستان دانست. روابط فرهنگی ایران و افغانستان نیز محدود بوده است. این محدودیتها در گذشته به دلیل نفوذ انگلیس در افغانستان بوده و در دوران شوروی نیز به دلیل سوابق فرهنگی دو کشور گسترش نیافت، به خصوص پس از انقلاب اسلامی ایران، نگرانیها و محدودیتهای آنها علیه ایران بیشتر شد.
در افغانستان سدها و بندهای زیادی بر روی این رودخانه بسته شده که باعث مهار و کنترل آب به خصوص در سالهای کم آبی شده و میزان آب ورودی سیستان را به نسبت زیادی تحت تأثیر قرار میدهد. از مهمترین این سدها میتوان به سد «کجکی» در ولایت هلمند و سد «بغرا» در اطراف قندهار و بالاخره سد «کمالخان» در ولایت نیمروز اشاره کرد. مسئله مهم در سهمبندی آب هیرمند و شیوه بهرهبرداری آن در منطقه دلتا همیشه یکی از مهمترین جنبههای منازعههای مرزی ایران و افغانستان بوده است؛ اگر چه مکان دقیق مرز را دو دولت از سالهای پیش پذیرفتهاند، ولی منازعههای مربوط به سهمبندی و دیگر حقوق مربوط به این رود مرزی با وجود چنین کوششی در ۱۲۰ سال گذشته تاکنون حل نشده باقی مانده است.
مشکل اصلی این است که حاکم افغان، هیرمند را رودخانه داخلی آن کشور میدانست که حق بهرهبرداری از آب آن را به هر نحوی برای خود میدانست. دولت افغانستان نمیپذیرد که اصلاً منازعهای در مورد آب هیرمند وجود دارد، چرا که، افغانان خود را تنها مالک تمام هیرمند در بالای سیستان میدانند. افغانستان با توسل به چنین ملاحظاتی نه تنها حقوق مردم پایین رود هیرمند را نادیده گرفته، که روندهای شناسایی وضعیت رودهای جریان یافته در چند کشور به عنوان رودهای بینالمللی را نادیده گرفته است، موضوعی که درباره هیرمند اثبات شده است. در بررسی سابقه توافقنامههای ایران و افغانستان بر سر مالکیت ارضی و به تبع آن حوضه آبی هیرمند میتوان از معاهدههای زیر به عنوان معاهدههای تاریخی مهم نام برد: در سال ۱۸۵۷ ایران از حق خود بر افغانستان چشمپوشی میکند تا به واسطه آن از دسترسی روسیه به هند و آبهای آزاد خلیج فارس جلوگیری کند. این معاهده موسوم به معاهده پاریس است. درباره این معاهده باید توجه داشت که در زمان نادرشاه (۱۷۴۷-۱۷۳۶م) بخش اعظم افغانستان جزو ایران بوده است. با شکست ناپلئون در جنگ با انگلیسیها آنها توانستند پس از ۲۰سال این بخش از افغانستان و همچنین سیستان را از ایران جدا کنند. این تصمیم به سبب جدایی هرات از ایران برای ایجاد حریمی امنیتی بود که حایلی میان روسیه و هندوستان بود. به این دلیل در قراردادی که در سال ۱۸۷۵ میان ایران و انگلیس بسته شد و نوعی صلحنامه برای جنگ ایران و انگلیس در ۱۸۵۳ بود، زمینههای این جدایی افغانستان از ایران فراهم آمد. در فصل پنجم و ششم این معاهده ایجاد مرزهای کنونی ایران تصریح شده بود.
در سال ۱۸۷۲ حکمیت «گلد اسمیت» برای تعیین مرز ایران و افغانستان در دلتای رودخانه هیرمند، اختلافات مربوط به چگونگی استفاده از آب هیرمند نیز شکل گرفت. حدوداً تا پایان قرن ۱۹ میلادی اختلافات آبی ایران و افغانستان با استناد به مکانیسم «حکمیت»، توسط مأموران اعزامی دولت انگلیس داوری میشد و اساساً ایران طرف مذاکره نبود. نخستین مذاکرات مستقیم ایران و افغانستان بر سر اختلافات آبی دوجانبه به زمان رضاشاه در ۱۳۰۹خورشیدی باز میگردد. در مذاکره سفیرایران در کابل با وزیر خارجه افغانستان مقرر شد پس از تعیین کمیسیون مشترک، جلسات این کمیسیون در مرز تشکیل شود و به اختلافات پایان دهند. این مذاکرات در ۱۳۱۰ منجر به پذیرش طرفین نسبت به تقسیم برابر آب شد، اما در مورد مکان تقسیم توافقی حاصل نشد. بر این اساس، نخستین مذاکرات آبی ایران و افغانستان با شکست مواجه شد و اختلاف طرفین نیز پابرجا ماند. تا این که با ادامه مذاکرات در ۱۳۱۵ طرفین به طور موقت آب هیرمند را از بند کمالخان تا بند لخشک و به مدت یک سال با سهم مساوی تقسیم کردند. در ۱۳۱۷ شمسی در ادامه مذاکرات بین ایران و افغانستان قراردادی منعقد شد که به موجب ماده اول آن، آب رسیده به بند کمالخان بین دو کشور به طور مساوی تقسیم میشد. با اجرا نشدن قراردادهای مذکور دور دیگری از مذاکرات دوجانبه برگزار شد. در مذاکراتی که در ۱۳۳۵ شمسی در واشنگتن صورت گرفت، دولت افغانستان پذیرفت که سهم ایران از آب هیرمند مقداری بیش از ۲۲ مترمکعب بر ثانیه باشد.
با این حال، در یک قرن اخیر، به رغم اعمال حکمیتهای حقوقی (حکمیت مک ماهون، کمیسیون بیطرف هیرمند و…) و انعقاد قراردادهای مختلف (قراردادهای ۱۳۱۵، ۱۳۱۷ و ۱۳۳۵ ش)، به سبب بروز علل طبیعی (سیل، تغییر مسیر رودخانه و…)، انسانی (احداث سد، ایجاد کانالهای انحرافی و…) و سیاسی (مداخلات خارجی، سردی روابط دیپلماتیک و…) همواره اختلاف نظر دو کشور بر سر میزان برداشت آب این رودخانه ادامه داشته است تا این که در پی خشکسالی گسترده در سیستان، مذاکرات بین امیرعباس هویدا نخستوزیر ایران و موسی شفیق نخستوزیر افغانستان منجر به تنظیم معاهده ۱۹۷۳میلادی (۱۳۵۱ شمسی) شد. در زمان سلطه طالبان بر افغانستان (۱۳۷۵ تا ۱۳۸) آنها آب را به طور کامل بر ایران بستند. پس از سقوط طالبان در ۱۳۸۰، سند همکاری بین دو کشور امضاء شد که در بند سیزدهم آن، دو طرف بر اجرای معاهده ۱۳۵۱ در زمینه تقسیم آب هیرمند تأکید کردند. بر این اساس، آب باید همواره جریان داشته و در هر ثانیه ۲۶مترمکعب آب (معادل ۸۲۰ میلیون متر مکعب در سال) سهم سیستان و دریاچه هامون باشد. اما احداث سد کمالخان بر روی رودخانه هیرمند باعث تغییر جریان طبیعی آب و خشک شدن بخشی از دریاچه هامون شده است.
روزنامه همدلی شنبه ۱۴فروردین
برچسب ها :دهدشت نیوز ، رودهیرمند
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰