به قلم محمدچیره نژاد:
افق کربلا/عاشورا,حکایت داغیست که بر تن کربلا نشست وخنجر سه شعبه,بغضی سنگین در گلوی بشریت نشاند و دستان حرمله ملعون, کمر عالمیان را شکست
افق کربلا
عاشورا,حکایت داغیست که بر تن کربلا نشست وخنجر سه شعبه,بغضی سنگین در گلوی بشریت نشاند و دستان حرمله ملعون, کمر عالمیان را شکست. عاشورا روایتی است از شعله کشیدن آتش در خیمه ها که گرمای سوزانش تا ابدیت در اتمسفرعراق جاریست, حکایت طفلانی که زمین کربلا در عزای تشنگی آنها تا همیشه خشکید…حکایت شرمندگی ذوالجناح باوفا که کوفیان به سوارش بی اعتنا شدند,حکایت سوارانی که با کوبیدن سم اسب هایشان به دور خیمه ها, هوای عراق را تا همیشه غبارآلود کردند…
عاشورا,شاهنامه ایست با هفتاد و دو تن حماسه سرا,که هزاران سال است سرمشق راه علی اکبر های زمانه شده است,
و هنوز,رسم آزادگی عاشورا جاریست.
چقد زیبا گفت ; شور حسین است,چه ها میکند!
در همین حوالی زینب های سرزمینمان,چه حسین ها و علی اکبرها و عباس ها داده اند و حال و هوایشان رنگِ ظهر عاشورا گرفت.
چه حسین هایی که سنگر به سنگر با سربند ” یا زینب” قوت قلب گرفتند و “یاحسین ها” بر خاک شلمچه و مهران کاشتند. هنوز محسن ها, علی اصغرهایشان را رهاکرده و تشنه لب, برای حفظ حریم حرمش,سر و تن به تحفه میبرند که رسمِ ناموس نوازی قمربنی هاشم ادامه یابد. اینک,جمعیت های میلیونی پای بر قدمگاهشان گذاشته و به واسطه آزادگیشان این چنین با بوی اسپندِ سبزپوشان وطن,از مرزی امن,راهی دیارعاشقی میشوند.
با نوای کاروان عبورمیکننداز دیار بی اعتنایی کوفیان عهدشکن و نوای
“انا مظلوم حسین” سر میدهند تا حرمت نوای “هیهات مناالذله” حسینِ عاشورا و حسین های زمانه حفظ شود.
به راستی این حسین کیست که این چنین دیوانه وار,به شوق وصال بارگاهش, پای پیاده اشک میریزند !!
شاید اینها گرمای طاقت فرسا را تاب می آورند به یادآفتاب سوزان ظهر عاشورا!
شاید اینها نجف تا کربلا را پیاده قدم میزنند به یاد طفلان برهنه پایِ رباب!
شاید اینهادلشان به حال شرمندگی ذوالجناح آتش گرفته که سر به زیرشدوقتی خواهرحسینبه گردش زمزمه کرد;
اسب بی صاحب که در,خون شناورگشته ای
با حسین رفتی ولی,بی حسین برگشته ای..
شاید اینها به دختربچه های زائر,چادر هدیه میدهند به یاد جلباب رقیه که از سرش کشیده شد!
شایداینها همیاری و همدلی میکنند زیراکه هزاران سال است عزادار تنهایی پسرفاطمه اند!
شاید این چنین بی ریا, بر زمین خاکی مینشینند تا رسم ساده زیستی حسین بن علی زنده بماند!
در این مسیربوی بهشت جاریست…
پای دل است که پای تن را برهنه به دنبال خود می کشاند.
قلبهای حیران زمانه,که هر یک به سویی بود, اینک همه و همه به سمت کربلا متمایل شده اند و قدم به قدم ناله عاشقی سرمیدهند;
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین علی الاولادالحسین و علی اصحاب الحسین…
به راستی که زیباست, دیدن جمعیتی کثیر از تمامی نژاد های عالم , پروانه وار به دور بارگاهش!
بی شک,شاعر در این سرزمین,فی البداهه اش گل کرد و خواند;
این چه شمعیست که عالم همه پروانه اوست!
چهل روز از غربت آن ظهر گذشت وامروز محتشم از نو, با بغض میگوید;
گویا عزای اشرفِ اولاد آدم است..
داغدارانی که به یادجگرسوخته زینب, پای برهنه از قتلگاه تا تَل زینبیه را قدم میزنند…
میلیون ها چشم بارانی میشود,آنگاه که بلبل خمینی دربین الحرمین میخواند;
بر خاکِ سرخ یاران,باران گرفته باران…
هنوز هم رسم عاشقی جاریست و در جای جای عالم,ظهر اربعین را پای برهنه قدم میزنند و در موکب ها به یاد تشنه لبان حسین,عاشقان حسین را سیراب میکنند.
هر سال که میگذرد اتومبیل ها بیشتر اما باز هم تعداد زائران پیاده از سواره ها, پیشی می گیرد و این معجزه ِ عشق است…
چه زیباست دختربچه ای که خرما تعارف میکند,جوانی که شیر تعارف میکند و پیرمردی که با سینی لیوان های آب,رفع عطش میکند ازعزاداران اباعبدالله.
مردی جوان که پاهای پیرمردی خسته را ماساژ میدهد, پسر بچه ای که شیرینی تقسیم میکند , زنی که آش نذری میپزد…
همه و همه داغ بی کسی و تنهایی حسین را در سینه دارند و می کوشند که زائران حسینی خسته و تشنه نمانند
این روایت عشق تا ابدیت ادامه دارد…
و باز این چه شور است که در اربعین توست…
برچسب ها :افق کربلا ، چیره نژاد ، دهدشت نیوز ، یادداشت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : ۰