کد خبر : 74326
تاریخ انتشار : جمعه ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۱

سیدعلی عباس محدث «دیپلماسی غربزده ها یا مدیران غربزدۀ مقیم ایران»

سیدعلی عباس محدث «دیپلماسی غربزده ها یا مدیران غربزدۀ مقیم ایران»
سیدعلی عباس محدث «دیپلماسی غربزده ها یا مدیران غربزدۀ مقیم ایران»

دهدشت نیوز

بنام خدا
سیدعلی عباس محدث
«دیپلماسی غربزده ها یا مدیران غربزدۀ مقیم ایران»
چهل و نهمین شب خونخواهی ملت ایران از استکبار آمریکایی- صهیونی در حالی به پایان رسید که همچنان شعار اصلی مردم«حرف ما انتقامه، مذاکره حرامه» است، ولی دنیای مسئولانی که همواره جدای از مردم بوده، متفاوت با مردم فکر می کنند، مخالف مردم نظر می دهند و برخلاف مردم، دست بیعت شان در جای دیگری است، رنگ غیرواقعی دارد. آنگونه که تمام رسانه ها و سیاستمداران غربی برای مقابله با اندیشه های امامین انقلاب و مردم انقلابی ایران، اسلام هراسی را رویکرد جهانی کرده بودند، متأسفانه برخی از مسئولانی که بیشترین زمان مدیریت را بر این مردم داشتند، زیر سایۀ روایت های ایسم گرایانه، پارادوکس های امنیت و خشم، رفاه و قحطی، زندگی و مرگ، فردگرایی و خانواده گریزی، خودباوری و بی هویتی و شوربختانه، اومانیسم گرایی و دین باوری را تضاد فکری و پارادایم هویت زدایی جوانان و نوجوانان کرده اند. همین مدیران و مسئولانی که با ابزارهای از هم گسیختۀ فضای مجازی، مهمترین جاسوس نظامی دشمنان ملت که با مدیریت اندیشکده های صهیونی-آمریکایی و هدفمند، اداره می شوند، همیشه عامل تفرق و کتمان واقعیت ها از مردم هستند.
بلادرنگ از سال ۱۳۷۶ تاکنون، بطور محض در مقابل فضای مجازی، منفعل، منزوی، مقهور و مغبوض بوده ایم. اگر سرفصل هایی از سخنان امام شهیدمان را تنها ملاک بی توجهی بسیاری از مسئولان به ایران و ملت ایران قرار دهیم، دیپلماسی امروز را به روشنی، خیانتی مجدد از طرف کسانی می دانم که تنها دلیل به آب و آتش زدن شان برای مذاکره و مصالحه با بی آبروترین رهبران جهان، حفظ منافع شخصی و خانوادگی آنها است و لاغیر. چگونه باید بپذیریم کسانی که فرزندان شان را از دانشگاه ها و مراکز اقتصادی آمریکا اخراج می کنند و یا اقامت دائم شان را لغو می کنند، هم در زمان مسئولیت شان و هم الان که نظریه پردازان دولت هستند، مدافع ملت و حافظ منافع ملی ایرانیان هستند؟ این جمع ضدین را نه عقلاً می توان باور داشت و نه شرافتمندانه است که باور کنیم.
وقتی وزیر امور خارجه کشورمان که از سال ۹۲ تاکنون عضو اصلی مذاکراتی است که منجر به تحریم، جنگ، ترور، تخریب و انزوای ایران می شود و در زمان مذاکرات، توئیت هایش بر خلاف روند مذاکرات و در زمان جنگ، مغایر با صحنه های افتخارآمیز نیروهای مسلح و مردم است، چگونه می تواند نمایندۀ واقعیت گرای ملت ایران باشد؟ چرا باید هم از تنگۀ احد ضربه بخوریم، هم از یک قدمی چادر معاویه برگردیم، هم علی زمان را تنها بگذاریم، هم صلح تحمیلی را بپذیریم، هم از دستاوردهای قیام عاشورا دست بکشیم و هم از فرصت جهانی که خون امام شهیدمان برای انزوا و تحقیر آمریکا و رژیم جعلی اسرائیل فراهم نموده است، دست برداریم؟ چرا باید همچنان به تأکیدات امام شهیدمان در مورد مذاکرۀ با آمریکا پشت پا بزنید؟ آیا از معیشت ملتی که بیش از ۴۷ سال است زیر شدیدترین تحریم ها، جنگ ها، توطئه ها و بی توجهی های مدیریتی قرار دارند، مطلع هستید؟ آیا می دانید که از آغاز جنگ رمضان تاکنون، علاوه بر جنگ ویرانی های متعدد آن، افزایش قیمت های کنترل نشدۀ بازار، چه بر سر زندگی مردم آورده است؟ با همۀ این مصائب، از انسجام و اتحاد مردم برای تعیین تکلیف دشمنی که قریب ۵۰ سال است، از آن منفعت می گیرید، آگاه هستید و برای مذاکره از مردم سبقت می گیرید؟ من نه جنگ طلب هستم و نه از فلاکتی که جنگ ها به بار می آورند بی اطلاع هستم. اما یقین دارم که ویرانی که ترس از جنگ و هشدارهای جنگی بر مردم و ممکلت ایجاد می کند، بسیار مخرب تر و جبران ناپذیرتر از جنگ های متعدد است.
احتمالاً ما مردم ایران از این تفکری که هر وقت مسئولیت داشته، هم ترس از آمریکا را جار می زند و هم راه حل مذاکره و آرام سازی آمریکا را پیش می کشد، درس نگرفته ایم. درس نگرفته ایم که هر وقت این جماعت برای مذاکره می روند، یا مردم کشته می شوند، یا مسئولان و دانشمندان ترور می شوند، یا فرماندهان و بسیجان به شهادت می رسند، یا کالاهای اساسی زندگی مردم به یکباره از بازار محو می شوند، یا سطح مدیریت به افرادی با حداقل بهره هوشی و سلامت فکری و اخلاقی و اعتقادی تنزل می یابد و مهمتر اینکه، امام ملت را با مظلومیت شجاعانه اش، به شهادت می رسانند.

مگر همین تفکر نبود که می گفت اگر جنگ شد، فقط مردم به شهادت می رسند؟ پس چرا ابتدای جنگ امام مردم، فرماندهان جان فدای مردم، کودکان خردسال مردم و سربازان حافظ امنیت مردم به شهادت رسیدند؟ مگر نمی گفتند اگر ما عقلانیت دنیا را بپذیریم، با گفتگو می توانیم تمام مشکلات را حل کنیم؟ چرا عقلانیت دنیا منجر به بمباران زیرساخت های حیاتی ملت ایران شد؟ مگر نمی گفتند که دنیا از اینکه ما با زنان و اقلیت های دینی و قومیت ها، منطبق با خواستۀ نولیبرالیسم رفتار نمی کنیم، عصبانی هستند؟ چرا با اقلیت های اهل تسنن خوزستان و کردستان و آذربایجان و مسیحیان و اقوام کرد و لر و ترک و عرب حمله کردد؟ چرا این همه زن و کودک و نوزاد و غیر نظامی را با بمب های سنگرشکن به شهادت رساندند؟
از بقیه تیم مذاکر کننده ای که در ۱۳ سال گذشته، دسته گل آنها را دیدیم می گذرم، اما روی سخنم با آقای قالیباف است. جناب آقای قالیباف؛
این مذاکره را با هر ادبیاتی که بیان کنید و هر گونه لعابی که به آن بزنید، فریبی دیگر است که اگر نگویم عمداً ملت را به خطا می برید، یقین دارم که خود را عمداً به جهالت زده اید. با ۱۰ شرطی که انگار برای کشوری با مسئولان عقب مانده و کودن طراحی کرده بودید و پیش شرط هایی که هیچگاه مورد توجه قرار نگرفتند، نه تنها آتش بس را عملی نکردند بلکه، بالاترین حجم بمب را بر سر ملت مظلوم لبنان و حزب الله ریختند و مردم بی گناه را به خاک و خون کشاندند.
جناب آقای قالیباف؛
بیش از ۴۷ سال بود که تمام کاستی های مدیریتی و فسادها و اختلاس ها و گرفتارهایی که از طرف مسئولان بر مردم تحمیل می شد را به دشمن ربط دادیم. مشکلات اقتصادی، تهاجم و استحاله فرهنگی و آسیب های اجتماعی و ضعف نهادهای دینی، اجتماعی، آموزشی، اقتصادی، فرهنگی و حتی کمبود آب و شیرخشک و دستمال کاغذی تا خلال دندان را نیز به موجودی با نام دشمن ربط دادیم. اینها در حالی بود که بارها از امام شهیدمان شنیدیم که اگر مسئولان همت کنند و مردم را باور کنند، تحریم ها نه تنها اثرگذار نخواهند بود، بلکه فرصت خودباوری و خودکفایی را نیز مهیا می کنند. و دیدیم که تحریم ها تنها برای نیروهای نظامی که سالم ترین، علمی ترین و مردمی ترین خادمان ملت بودند، فرصت بود.
حال که همان دشمن، علیرغم تمام مصائب و کشتارهای وحشیانه ای که داشتند، زیر چکمه های سربازان و مردم ایران قرار داشت، وقتی کارخانه ها را تهدید می کردند، مردم سپر انسانی شان می شدند، وقتی پل و جاده و بیمارستان و مراکز اداری و صنعتی و غیره را تهدید می کردند، زنجیره انسانی دور آنها تشکیل می دادند و تقریباً تمامی رسانه ها و افکار عمومی جهان و حتی کشورهای هم پیمان آمریکا و اسرائیل، به شجاعت و پایمردی و مین دوستی شان اعتراف نموده است، با کدام منطق این مذاکره را پذیرفته اند؟ مگر نمی نوشتید که فرمان مذاکره باید از جانب مردم صادر شود؟
جناب قالیباف؛
این مذاکره برای دفاع از حمیت و ملیت ایران نیست، این شل کن و سفت کن هایی که با عوامل فساد جهانی و انزوای ایران اسلامی می شود که در دل جنگ، مذاکره می شود و بالعکس، دفاع از منافع غرب زده هایی است که امام خمینی(ره) در ۲۵ خرداد ۱۳۵۸ فریاد زدند که «من التماس می کنم، من دست ملت ایران را می بوسم که این غرب زده ها را کنار بزنید…». یقین بدانید که به همین زودی، کلاه گشاد دیگری را با فهم ناقص تان بر سر این ملت خواهید گذاشت که هم این اعتماد و انسجام اجتماعی را از دست خواهیم داد و هم باید برای موفقیت هایی که در جنگ داشتیم، دوباره و صدالبته سخت تر از گذشته، تلاش کنیم. مهمترین سند این ادعایم را در مطالعۀ ذلت نویسی های محمد ظریف، یار همیشگی عراقچی، تئورسین و تحلیلگر اصلی دولت و رایزن فکری و اندیشۀ تام غرب بجوئید.
یا علی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار

http://dehdashtnews.ir/?p=26405