خودکشی در دهدشت؛ روایت اضطراب و ناامیدی در بستر نابرابری‌های ساختاری

خودکشی در دهدشت؛ روایت اضطراب و ناامیدی در بستر نابرابری‌های ساختاری
خودکشی در دهدشت؛ روایت اضطراب و ناامیدی در بستر نابرابری‌های ساختاری

دهدشت نیوز

پدیده‌ی خودکشی، به‌ویژه در میان جوانان و نوجوانان، نه یک بحران روانی صرف، بلکه محصول برهم‌کنش پیچیده‌ی مؤلفه‌های روانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. در شهر دهدشت، واقع در یکی از محروم‌ترین مناطق جنوب ایران، روند صعودی خودکشی‌ها طی سال‌های اخیر به یک نشانه‌ی هشداردهنده از فروپاشی تدریجی امید اجتماعی و سرمایه‌ی انسانی بدل شده است؛ پدیده‌ای که نیازمند تحلیل عمیق، نقد ساختارهای ناکارآمد و ارائه‌ی راهکارهایی مبتنی بر عدالت اجتماعی و سلامت روانی است. که در ادامه به بیان و تحلیل هرکدام خواهیم پرداخت؛

۱. فقر چندلایه و انسداد ساختاری

تحلیل داده‌های اجتماعی و مشاهدات میدانی نشان می‌دهد که دهدشت با فقر اقتصادی گسترده‌ای دست‌به‌گریبان است. اما بحران محدود به فقر درآمدی نیست. ما با نوعی فقر چندلایه مواجهیم: فقر در دسترسی به خدمات آموزشی باکیفیت دولتی، فقر در زیرساخت‌های فرهنگی، فقر در فرصت‌های شغلی پایدار، و مهم‌تر از همه، فقر در امید. این نوع فقر، نه فقط محرومیت مادی، بلکه احساس بی‌معنایی و ناامیدی در نسل جوان ایجاد می‌کند. در چنین بستری، خودکشی نه یک انحراف فردی، بلکه «کنش اعتراضی خاموش» علیه جامعه‌ای ناعادلانه است.

۲. فروپاشی نهادهای اجتماعی و شکنندگی هویت جوانان

نهادهای اجتماعی از خانواده گرفته تا مدرسه، رسانه‌های محلی و نهادهای مدنی در دهدشت یا ضعیف‌اند، یا فاقد کارکرد مؤثر برای پاسخ‌گویی به نیازهای روانی و هویتی نسل جوان. نوجوان دهدشتی، در غیاب الگوهای هویتی معتبر و روایت‌های امیدبخش، دچار نوعی «بحران معنا» می‌شود؛ بحرانی که با هر شکست تحصیلی، ناامیدی اقتصادی یا طرد اجتماعی، ژرف‌تر می‌شود. روان‌شناسی اجتماعی به‌وضوح نشان داده که تضعیف شبکه‌های حمایتی و عدم احساس تعلق، از عوامل جدی در گرایش به خودکشی هستند.

۳. گسست گفت‌وگو؛ سکوتی که فریاد می‌شود

یکی از جنبه‌های نادیده‌گرفته‌شده در این بحران، فقدان زبان گفت‌وگوست؛ نه فقط میان نسل‌ها، بلکه میان جوانان با نظام رسمی، با نهاد دولتی و حتی با خود. جامعه‌ای که ابزار بیان سالم اندوه، ترس، اضطراب و عصیان را از جوان می‌گیرد، ناخواسته او را به سمت بیان‌های رادیکال سوق می‌دهد؛ و خودکشی، رادیکال‌ترین شکلِ زبانِ ناتوانی است. شهرهایی چون دهدشت که از تربیت «گفت‌وگواندیشی» در مدارس، خانواده‌ها و رسانه‌های محلی بازمانده‌اند، به تدریج به سمت طغیان‌های خاموش سوق داده می‌شوند.

۴. غیبت حاکمیت اجتماعی و بی‌مسئولیتی نهادی

در تحلیل انتقادی ساختار حکمرانی محلی، مشخص می‌شود که فقدان مداخله‌ی علمی و پیشگیرانه در حوزه‌ی سلامت روان، ناتوانی در تولید سیاست‌های فرهنگی اثربخش، و همچنین غیبت نهادهای مردمی تخصص‌محور، از عوامل تسریع‌کننده‌ی بحران هستند. برخوردهای مناسبتی، نمایشی یا امنیتی با این پدیده، نه تنها مانع گسترش آن نمی‌شوند، بلکه به نوعی پنهان‌سازی مسئله در زیر لایه‌ی انکار رسمی منجر می‌گردند.

راهکارهای پیشنهادی برای برون رفت از این بن‌بست فرهنگی و معضل اجتماعی (واقع‌گرایانه، بومی‌سازی‌شده و علمی):

– ایجاد سامانه‌ی پایش سلامت روان در مدارس و دانشگاه‌ها:
سامانه‌ای متشکل از روان‌شناسان بومی، مددکاران اجتماعی، و مربیان آگاه که به‌صورت منظم به پایش وضعیت روانی دانش‌آموزان و دانشجویان بپردازد.

راه‌اندازی خانه‌های گفت‌وگوی نسل‌ها:
فضاهایی عمومی و مردمی برای شنیده‌شدن صدای جوانان. این مکان‌ها باید از حمایت شهرداری، آموزش و پرورش و سازمان‌های مردم‌نهاد برخوردار باشند.

نهادسازی برای نشاط اجتماعی:
فرهنگسراها، کافه‌های کتاب، جشنواره‌های هنر شهری، تئاتر خیابانی و دیگر ابزارهای نشاط فرهنگی باید فعالانه در خدمت بازسازی امید باشند، نه در حاشیه.

تربیت مشاوران روانی بومی و مردمی:
بومی‌سازی آموزش‌های سلامت روان برای مشاوران محلی، با اتکا به ظرفیت‌های علمی و فرهنگی کهگیلویه و سایر مؤسسات علمی کشور، می‌تواند شبکه‌ای حمایتی و در دسترس ایجاد کند.

تغییر پارادایم سیاست‌گذاری اجتماعی:
ضروری است که نگاه مسئولان از رویکرد کنترل اجتماعی به رویکرد سرمایه‌گذاری اجتماعی تغییر یابد. جوانی که می‌زید و امید دارد، امنیت تولید می‌کند، نه تهدید.

در پایان نتیجه‌ای که از مشاهده این معضلات و گسست‌های اجتماعی گرفته می‌شود را میتوان اینگونه بیان کرد:
خودکشی جوانان در دهدشت، فریاد نسلی است که در حصار بی‌عدالتی، خاموش مانده‌اند. هر خودکشی، شکستِ یک نظام اجتماعی، یک سیاست ناکارآمد و یک نهاد غافل است. اکنون زمان آن است که به‌جای سرزنش قربانیان، به بازسازی زیربنای امید، تعلق، معنا و مشارکت بیندیشیم. این مسئولیتی است جمعی، تاریخی و فوری.

به قلم: کامیار باستی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار

تازه ترین خبر

http://dehdashtnews.ir/?p=26405