در رثای برادرم، سیداحمد کشاورز» پیشکسوت نام آشنای ورزش استان و باشگاه سادات

دهدشت نیوز
بنام خدا
«در رثای برادرم، سیداحمد کشاورز»
پیشکسوت نام آشنای ورزش استان و باشگاه سادات
جاودان است نامی که به قلبها گره خورده و تا ابد در دلهایمان ماندگار است. پاینده است یادی که مهربانی را معلم بود و لبخند را معنی. شادمان است روحی که در کالبد اسطورۀ معرفت و جوانمردی رشد یافت و برای کرامت بخشیدن به نیازمندان، پیشقدم بود. و سخت است از مرگ سخن گفتن در هجران رفیقی که وجودش را برای عزت بخشیدن به نیازمندان، هزینه می کرد.
باورش سخت است اما حقیقت تلخی است که گریبان شهرمان را گرفت. مردی که در هر لحظه و جلوتر از هر نشاطی، جمع را شاد می کرد، اکنون ماتم عظمایی شد بر ما و غمی جانکاه است بر دلهای محزون دوستان. اگر حقیقتِ مرگ نبود، مرگ حقیقی را هم باور نداشتیم. اگر ایمان بر این گذرگاه دنیوی نداشتیم، بازگشت به سرای دیگر را هم باور نداشتیم. و اگر حیاتی دیگر را یقین نمی دانستیم، مرگِ پس از حیات را نمی فهمیدیم.
و تمام این حقایق را با مروری بر زندگی سخت و این هیولایی که بر جان تو افتاده بود، فهمیدیم. فهمیدیم که انسان را هویتی پاک و ساختاری بس خطرناک است. دانستیم که انسان را جسمی به نهایت ضعیف و شکننده و روحی به غایت بزرگ و آفریننده است. آموختیم که داشته های معنوی را به سختی ممکن است و زندگی بی ملال انسانهای معنوی به نهایت سخت تر است.
و دیدیم که سعی بسیار و رنج فراوان را بر جان کسی آمد که جانش به جان نیازمندان بسته بود و توانش به نای دردمندان. و باورم نیست که آنکه را پناهی بر بی پناهان شد، خود در دامن پناهگاه بزرگ عالم، ایمن شد. و این دنیای زبون و خار را بر رخسار نیازمندان، آفتی است که با رفتن درمانگرش، دیگر تحمل نیست. حال که بر روزگار چنین خوش است که خندان چهره ای را به غم بنشاند، با اشک در چشم و خون در دل می گوییم، اف بر تو ای روزگار که با هر آنکه دنیای از رفتار نیک و دلی بی کینه از مهربانی است، مبارزه ای نابرابر می کنی.
و تو ای پسر نیکورفتار امامزاده علی(ع)؛
دیگر تحمل بر این درد برای تو سخت است و ما هم شنیدن ناله های تو را چون زخمی بر دل داریم و دیدن جسم رنجور تو را می بینیم و چاره ای نداریم، پس بخواب!
خاموش شدن خنده های ملیح و نشنیدن گفتار شیرنت را باورمان نیست، ولی بخواب!
ذره ذره آب شدن جسم تنومند تو را می بینیم و حسرت قدم زدن با تو را تحمل می کنیم، ولی دیگر بخواب!
برق چشمان تو را که صمیمانه ترین معنای انسانیت و شرافت بود، درک کردیم و باورمان نیست که دیگر نبینیم، ولی دیگر بخواب!
اگر مظلومیت این است که بی نام و نشان، نامی فراتر از عقل ها و نشانی بالاتر از فهم ها را در میان تمامی بحران های موجود بدست آوری، پس همه را داشتی، ولی دیگر بخواب!
تو ای از الگوی اخلاق و انسانیت، تو ای رفیق رازها و دردشناسِ نیازها، تو ای پهلوان آموزه های انسانی و اخلاقی و دینی، تو ای فرزند پاک اندیش و نیکوسرشت امامزاده علی(ع)، دیگر تو را یارای افتادن و خون دل خوردن نیست. دیگر تو را امکان پلک زدن و نالیدن از درد و این مصیبت نیست. دیگر تو را یارای نفس کشیدن و ناله سر دادن از میان حنجره ای که جز خیرخواهی نگفت، جز محبت نگفت و جز بزرگی نگفت، نیست، پس دیگر بخواب!
و ما مانده ایم و دنیایی که حسرت انسانهای فاخر و مصلح و فرهیخته را بر ما سخت کرده است. و ما هستیم و این نیست بزرگ که یقین داریم در آسمان کبریایی صاحب جان ها، تو را بزرگ ترین سرایی است که در این زمین گسترده، ما را نیست. پس دیگر راحت بخواب!
برادرم،
روحت شاد و یادت تا ابد ماندگار
برچسب ها :پیشکسوت ، در رثای برادرم ، دهدشت نیوز ، سیداحمد کشاورز ، نام آشنای ورزش استان ، و باشگاه سادات
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰